خطای هاله ای و انتخاب های ما

این روزها بیشتر از هر زمان دیگه ای می شنویم که چرا باید یکسری ورزشکارها و قهرمان ها بیان توی شورای شهر و در مورد بسیاری از مسائلی که در اون هیچ تخصصی ندارند نظر بدن. خب اصلا چرا باید این ها انتخاب بشن و به شورای شهر راه پیدا کنن؟ خب ما خودمون بهشون رای می دیم. اصلا چرا باید به این ها رای بدیم؟ توی یکی از درس های متمم در مورد خطای هاله ای صحبت شد. با خودم که بیشتر فکر می کردم دیدم انتخاب چنین افرادی می تونه مصداقی از خطای هاله ای تعداد زیادی از ما ها باشه. فرض کنید ما مسابقات کشتی علیرضا دبیر رو دیدم. یادمون میاد چقدر خوب زیر می گرفت و چقدر با پیروزی هاش احساس غرور می کردیم و حتی اشک می ریختیم یا عباس جدیدی رو یادمون میاد که با اون زور زیادش می تونست قوی ترین حریف هاش رو از زمین بلند کنه و پشتشون رو به خاک بچسبونه یا حسین رضازاده با قدرت زیادش می توست سنگین ترین وزنه ها رو بلند کنه به طوری که به زحمت بقیه تونستن رکوردهاشو بشکنن یا هادی ساعی که تونست مدال های ارزشمندی برامون توی المپیک کسب کنه. مغز ما به اشتباه فکر می کنه که هر یک از این ورزشکارهای عزیز که در زمینه تخصص اصلی خوشون که ورزش هست نابغه بودن، حتما می تونن در زمینه کارهای اجرایی هم به همون اندازه موفق ظاهر بشن و بعد میایم و اونها را برای کاری که در تخصصشون نبوده و هیچ تجربه ای در اون نداشتن انتخاب می کنیم و از اینکه نمی تونن انتظارات رو برآورده کنن گله هم می کنیم.

 

پاسخ دهید