سلفی بگیرهای تشنه ابراز وجود

توی این روزها به خاطر حادثه تلخ فروریختن ساختمان پلاسکو مساله سلفی بگیر ها بیشتر از هر موقع دیگه ای داغ شده و خلاصه همه یِ ما خونِمون از دست چنین انسان هایی با این سطح از درک و شعور و بی تفاوتی به شرایط داره جوش میاد. داشتم با خودم فکر می کردم که چرا باید یکی توی اون شرایط که همه نگران و مضطرب هستند و پای جون آدم ها در میون هست، به جای کمک کردن و درک شرایط، هجوم ببره به محل حادثه و با گرفتن یه عکس سلفی یا گرفتن عکس و فیلم از محل حادثه و فرستادنش برای دوستان و آشنایان و خانواده ابراز وجود کنه و بعدا همیشه از اینکه تونسته در این نقطه از تاریخ و در این زمان حضوری به هم برسونه احساس غرور و افتخار کنه؟ اصلا با این کار دقیقا چه نیاز یا نیاز هایی ازش ارضا میشه؟

حتما این آدم ها احساس خوبی بهشون دست میده و با این کار دوباره به تعادل می رسن دیگه. به نظر من این سبک آدم ها هم مثل همه ما نیاز دارند که با توجه به اصول و قوانین و باورها و مدل ذهنیشون نیاز به دیده شدن توسط دیگران رو ارضا کنند و اصلا نباید از این که چنین رفتارهایی رو ازَشون می بینیم احساس تعجب کنیم، اصلا اگه این کار ها رو نمی کردن باید شک می کردیم. اونا گزینه های دیگه ای ندارن و حالا که چنین شرایط و اتفاقاتی رخ میده فرصت خوبی براشون هست که ابراز وجود کنن. حالا یکی مثل من میاد اینجا و توی وبلاگ خودش در مورد هر چیزی که به ذهنش میرسه، کتاب هایی که می خونه، فیلم هایی که میبینه، اتفاقات و خاطراتش می نویسه، خب می دونم که چند نفر می خونن و اینکه دیده میشم، حتی با این درجه پایین از کیفیت. حس ارتباط داشتن با بقیه و دیده شدن و یادگیری و رشد رو در من ارضا می کنه. شاید اگر هم من این گزینه رو انتخاب نمی کردم همین الآن با اتوبوس خودمو به محل حادثه می رسوندم تا این فرصت ناب عکس سلفی با این بنای مخروبه عظیم الجثه رو از دست ندم. حالا بهتر می فهمم که چرا اینقدر می گن آقا جان برو دنبال یه کتاب و دنبال یادگیری. حداقلش اینه که وقتی میری دو تا کتاب می خونی، سرت تو کار خودته دیگه و بیکار نیستی و اونقدر برای وقتت ارزش قائل میشی که تو ترافیک و این همه شلوغی و اعصاب خوردی واسه گرفتن دو تا عکس و فیلم خودتو اینجوری به آب و آتیش نزنی. یادگیری و گام برداشتن در مسیر رشد حداقل گزینه های بهتری رو برای ارضای انواع نیازهای ما پیش رومون میذاره.

 

پاسخ دهید