گزارش یک مشاهده …

چند ماهی هست که برای رفتن به سر کار از اتوبوس های بی آر تی استفاده می کنم و هر روز با یک مساله مشابه و به کرّات رو به رو شدم. بعد از اینکه سوار میشم اولین کاری که انجام میدم من کارت رو می زنم تا مبلغ 350 تومان ازش کسر بشه. حدود چند دقیقه صبر می کنم و صدای راننده بلند میشه. خانوما آقایون کارت بزنید. چند نفر کارت نزدن. این کارت هایی که نمی زنید قراره از حقوق ما کم بشه. و این گفتگوی راننده با مسافرین که گاهی با سکوت و گاهی با پاسخ های طلبکارانه و بی ادبانه برخی مسافرین رو به رو میشه مثلا میگن می زنیم الان؛ این پول چیه که به خاطرش دارین داد و بیداد می کنین. این مکالمه ای است که بعد از هر ایستگاه شنیده میشه. گاهی وقتا با خودم فکر می کنم که چرا بعضیا کارت نمی زنن. واقعا پولش رو ندارن؟ مبلغ زیادیه؟ آدم های مختلفی با انگیزه های مختلفی کارت نمیزنن که بعضیا رو فهمیدم یا فکر می کنم که فهمیده باشم.

* یکسری ها به خاطر سن و سال کمی که دارند به خصوص وقتی چند نفری سوار میشن، این کارت نزدن رو یه جورایی مثل یک چالش می بینن که با کارت نزدن احساس بزرگ شدن می کنند و یه احساس قدرت بهشون میده.

* بعضی ها هم وقتی وارد میشن یا دارن با کسی با تلفن حرف میزنن یا سرشون توی گوشی هست و دارن تلگرام یا اینستاگرامشون رو چک می کنن که کلا یادشون میره که کارت بزنن.

* بعضی ها رو دیدم که با توجه به لباس هایی که می پوشن و سر و وضعشون به نظر میرسه که حتی این مبلغ کم رو هم ندارن.

* بعضی وقتا که خیلی بی ار تی شلوغ میشه و همه به هم می چسبن! طرف وقتی میبینه از دستگاه دوره، دیگه خیلی براش سخته تا دستشو توی جیبش ببره و بعد کارت رو دست به دست کنند تا به دستگاه برسونن و دوباره بهش برگردونن. پس کلا بیخیال ماجرا میشه.

* بعضی ها وقتی میبینن که بی ار تی خیلی شلوغه و یا سرپا هستند، وقتی فریاد های راننده رو از دور می شنون، آروم به اطرافیانشون می گن چرا اصلا باید کارت بزنم؟ من این کارت رو زمانی می زنم که بتونم روی یه صندلی بشینم یا حداقل اینکه اینجوری لِه نشم اینجا. پس حالا که اون شرایط رو نمی تونم داشته باشم پس پولی هم نمیدم.

* دردناک تر از همه اینا برای من یه سری آدما هستند که از سر و وضع و ریخت و قیافشون و گوشی همراهشون پیداست آدم های کم پول و یا حتی بی سواد و غیر تحصیل کرده هم نیستند که دلمون خوش باشه که حداقل یه بهانه ای می تونن برای کارت نزدن داشته باشن. اینا بعد از اینکه سوار میشن و کارت نمی زنن شروع می کنن به فلسفه بافی. اصلا چرا باید کارت بزنیم؟ این همه تو مملکت اون بالا دارن میخورن. این پولا، پول کیه؟ پول من و شماست دیگه. مگه یادتون رفته فلان و فلان قرار بود همه چیز رو مجانی کنن؟ به نظرم شاید اون افراد دیگه که کارت نمی زنن یه روزی به این نتیجه برسن که کارشون اشتباهه، ولی این تیپ آدما فکر نکنم به این زودی بخوان نظرشون رو عوض کنند. چونکه مدل ذهنیشون اینجوریه. حالا که بقیه دزدی می کنن منم دزدی می کنم. اینا دقیقا همون آدما هستند که اگه روزی به جایی برسن و رئیس یه جا بشن یا هرجای دیگه ای سِمتی داشته باشن تا جایی که بتونن از موقعیت خودشون سو استفاده می کنن و اگه الان هم میبینیم که یه گوشه نسبتا ساکت و آروم نشستن و خطای خیلی بزرگی ازشون سَر نمیزنه به خاطر اینه که موقعیتشو ندارن.

البته این اتفاقات در بی آر تی مشهد هست و در شهرهای دیگه مثل تبریز و تهران که من دیدم برای اکثر ایستگاه ها، مامورینی وجود دارند که این ماجرای کارت زدن رو کنترل می کنند. ولی خب اونجا هم این مساله همیشه توی ذهنم هست آیا این همه آدم باید حتما استخدام بشن و حقوق بگیرن تا ما مجبور بشیم کارت بزنیم؟ یعنی حتما باید همیشه زور رو سَرِمون باشه؟

 

پاسخ دهید