three colors:white

امروز فیلم دیگری از کارگردان معروف لهستانی و مورد علاقه خودم یعنی کیشلوفسکی دیدم. اسم فیلم  three colors: white بود که چند روز قبل فیلم three colors:blue  را از سه گانه معروف دیده بودم. به اندازه فیلم blue از آن لذت نبردم ولی به هر حال علاقه به کیشلوفسکی باعث نمی شود تا از فیلم های او به سادگی عبور کنم. بازیگر شخصیت اصلی زن آن Julie delpy بود که به خاطر سه تا فیلم قبلی عاشقانه وی به اسم های before midnight, before sunrise, before sunset خیلی دوسش دارم. بازیگر مرد اون رو هم واقعا نمی شناختم و قبلا هیچ فیلمی ازش ندیده بودم.

نظر خودم رو در مورد این فیلم و انتخاب اسمش میگم. البته قبل از آن مثل همیشه موسیقی گوش نواز فیلم لذت دیدن آن را چند برابر می کرد درست مثل دو تا فیلم قبلی از این سه گانه معروف.
اسم فیلم white یا سفید هست، همه می دانیم که رنگ سفید لکه ها را خیلی سریع نشان می دهد و لباس سفید خیلی سریع با کوچکترین لکی، زیبایی خود را از دست می دهد و دیگر مثل قبل زیبا نیست. در این فیلم، بر خلاف بسیاری از فیلم هایی که دیده بودم اصلا شخصیت های داستان را دوست نداشتم و هیچ وقت نمی توانستم با هیچ کدام از آنها همدلی و همدردی کنم، چراکه آنها نیز خطاها و لکه هایی در زندگی شخصی خودشان داشتند که شخصیت سفید اولیه آنها را کثیف نشان می داد. شخصیت زن این داستان که به شدت درگیر هوا و هوس بود و به خاطر ارضا نشدن توسط همسرش از دادگاه درخواست طلاق می کند و شخصیت اول مرد داستان که با زیرکی و فریبکاری توانست پول زیادی را به جیب بزند و در نهایت انتقام خودش را در پایان داستان از همسرش گرفت. هیچ کدام از آنها برای من دوست داشتنی نبودند، درست مانند لباس سفیدی که پر از لکه شده است.

پاسخ دهید